تبليغاتX
زمزمه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
Berlinale
|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387  | 
Cut

بالاخره تموم شد و چقدر عالی که با "درباره‌ی الی..." و "وقتی همه خوابیم" تموم شد...

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387  | 
روزهای سرخوشی

تا حالا پیش نیومده بود که وسط یه فیلم بخوابم اما این اتفاق در زمان نمایش "پای پیاده" (فریدون حسن‌پور) افتاد. حدود بیست دقیقه‌ای خوابم برد و از صدای خنده‌ی ملت بیدار شدم. آخر فیلم فهمیدم فقط من نبودم که خوابم برده‌بود...

تا اینجای جشنواره به غیر از شبانه‌روز (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار) که فکر می‌کنم به لحاظ تصویربرداری خیلی خوب بود، تردید (واروژ کریم‌مسیحی)، زادبوم (ابوالحسن داوودی)، صداها (فرزاد موتمن) و پستچی سه بار در نمی‌زند (حسن فتحی) رو دوست داشتم. (البته معنی دوست داشتن من این نیست که فیلم‌های صد در صد خوبی بودند!)

به نظرم می‌زاک (حسینعلی لیالستانی) هم ایده‌ی بکری داشت اما کاملاْ به گند کشیده‌شد و از جمله‌ی بدترین فیلم‌هایی بود که تا حالا دیدم!

صندلی خالی (سامان استرکی) و بی‌پولی (حمید نعمت‌الله) هم کارهای بامزه و خوبی هستن اما فردا روز سرخوشی خواهدبود!

فردا روز بیضایی و فرهادی هست...

 

پ.ن۱: عجب داستانیه‌ها. باز هم کیهانی‌ها فضلشون رو به رخ کشیدن!

پ.ن۲: یادداشت‌های مربوط به فیلم‌ها یه جای دیگه منتشر می‌شه! انقدر تو این چند روز فرصت کم بود که هر کدومشون رو شاید تو کمتر از  ۱۰ دقیقه نوشتم اما بالاخره یه تعدادش رو رسوندم...!

پ.ن۳: چقدر خوبه که حضور بچه‌ها هر سال پرشکوه‌تره! دیدن این انگیزه و تقدیر از این انگیزه واقعاْ هیجان‌انگیزه! (اه ـ واج‌آرایی انگیزه!)

پ.ن۴: روزنوشت‌های پگاه در جشنواره‌ی فیلم برلین

چ.پ: آن مرد آمد اما اگر آن یکی بیاید، این یکی می‌رود؟!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در یکشنبه بیستم بهمن 1387  | 
جشنواره

این روزها رو عمدتاْ تو اریکه‌ی ایرانیان می‌گذرونم. یعنی تقریباْ از ساعت ۴ بعدازظهر تا حدود ۱۲:۳۰-۱.

جشنواره است، فیلم‌ها با تاخیر شروع می‌شه و تاخیر در نمایش اولی باعث می‌شه بقیه هم همینطور با تاخیر شروع بشن. (چقدر مضحک بود این جمله ـ واج آرایی تاخیر!)

تا حالا که فیلم قابل توجهی ندیدم! البته "عیار ۱۴" شهبازی فیلم خوبی بود اما نه در حد و اندازه‌ای که تعداد زیادی از منتقدان بخوان انقدر ازش تعریف کنن! "شبانه روز" بنکدار و علیمحمدی رو با پیچیدگی‌های خاص و روایت غیر معمولش دوست داشتم اما باز هم نمی‌تونم بگم فیلم خیلی خوبی بود.

هنوز "وقتی همه خوابیم" بیضایی رو ندیدم. این طور که از صحبت‌های رفقا می‌شه برداشت کرد اینه که ساختارش مثل همیشه کار استاد بیضایی هست اما از لحاظ روایت و داستان چندان دلچسب نیست!

به غیر از "وقتی همه خوابیم"، منتظر "تردید" واروژ کریم مسیحی و "درباره‌ی الی" اصغر فرهادی هستم. تعریفشون رو خیلی شنیدم، اما شنیدن کی بود مانند دیدن...!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در شنبه نوزدهم بهمن 1387  | 
مانیفست چو، خدای کشتار

 نمی‌دونم یه بازیگر چه حسی داره وقتی در سالنی اجرا می‌ره که تا خرخره و حتی بالکن پره و سیل بیننده‌ها تا کنار صحنه اومده و نیمی از جمعیت هم که بلیط دارن پشت درها گیر کردن! ولی فکر می‌کنم استرسی آمیخته با هیجان و انرژی داشته‌باشه.

این اتفاق یعنی پر بودن سالن تا خرخره در اجراهای مختلف برای "مانیفست چو" افتاد و در اجرای جشنواره‌ایش شدت گرفت. در دو اجرای جشنواره‌ای که اجراهای آخر بود سالن تا حد انفجار پر شد!

این محمد رحمانیان نازنین از اون دسته کارگردانایی هست که همیشه با کاراش آدم رو شگفت‌زده می‌کنه، یعنی در واقع هر نمایش رو با زبان نویی که پیدا می‌کنه و با بیان خوش‌ریتم و پر از شیطنت و جنب‌وجوش به روی صحنه میاره و این یکی از دلایلی هست که باعث می‌شه نمایش "مانیفست چو" که به طور کامل به زبان انگلیسی اجرا می‌شه، تماشاگرانش رو تا آخرین لحظه سر جاشون میخکوب کنه.

یکی از تمهیدات بی‌نظیر رحمانیان استفاده از حضور تصویری احمد آقالو در این نمایش هست.

اجراي نمايش مانيفست‌چو به كارگرداني محمد رحمانيان در سالن چهارسو

هومن برق‌نورد با اون بوقی که دور گردنش آویزونه و در زمانی که می‌خواد از اصطلاح انگلیسی خاصی استفاده کنه اون رو به صدا درمیاره هم در زمان اجرای نمایش بخشی از طنز موقعیت کار رو می‌سازه. حضور افشین هاشمی با آرامشی که پشتش تشویش و به‌هم ریختگی روحی "چو" رو به زیبایی نشون می‌ده عالیه. تسلط ترانه علیدوستی و اشکان خطیبی به زبان انگلیسی که به شش لهجه‌ی مختلف صحبت می‌کنه و انعطاف‌پذیری و حضور روان سیما تیرانداز و مهتاب نصیرپور و در نهایت هماهنگی همه‌ی بازیگران با هم فوق‌العاده است.

همه‌ی اینها و خیلی چیزهای دیگه دست به دست هم دادن که "مانیفست چو" تبدیل بشه به یه کار ویژه و به‌یادموندنی که البته بنا بود در جشنواره‌ی سال گذشته روی صحنه بیاد اما به خاطر حواشی ریز و درشتی که براش به وجود اومد اجراش حدود یک سال به تعویق افتاد...

تئاتر خداي كشتار

اما در کنار "مانیفست چو"، "خدای کشتار" به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی هم یکی از نمایش‌هایی بود که در این فصل تئاتر و هم روز اول جشنواره روی صحنه رفت و بهاره رهنما، الهام پاوه‌نژاد، کاظم هژیرآزاد و بهنام تشکر با خلق موقعیت‌های کمیک تا تونستن از مخاطباشون خنده گرفتن.

پ.ن۱: "مانیفست چو" و "خدای کشتار" یک وجه اشتراک دارن و اون اینه که هر دوی این نمایش‌ها می‌خوان نشون بدن که چه خوشمون بیاد و چه بدمون بیاد (یا خوشمون نیاد)، خشونت در خیلی از مواقع امری گریزناپذیره!

پ.ن۲: یک اتفاق نادر. پگاه آهنگرانی قراره روزنوشت‌هایی رو از مشاهداتش در جشنواره‌ی برلین به دویچه وله بده.

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در شنبه پنجم بهمن 1387  | 
هنر با چاشنی سیاست...
آهان! به این می‌گن یه کار درست درمون و حسابی...

پ.ن۱: از اونجایی که این youtube بیچاره رو برامون فیلتر کردن از این لینک هم می‌تونید برای دیدن کار جالب پرستو فروهر استفاده کنید.

پ.ن۲: بقیه‌ی نمونه کارهای هنری ـ سیاسی‌اش (!) تو سایش هست. خیلی دوسشون دارم!

 

چ.پ: نمونه‌ای از گيجی و حواس‌پرتی و مشغله‌ی زياد!

ساعت ۳:۴۷ بعدازظهر ـ شرکت ـ داخلی

P.J و N.J پشت ميزاشون نشستن و به شدت گرم كارن.

P.J: دكتر هست؟

N.J: نه، رفت شيراز.

P.J: قرار بود امروز بره.

N.J: ديشب رفت.

P.J: بليطش مالِ امشب بود كه!

N.J: خب امروز رفت!

P.J: گفتم مال شب بود.

N.J: خب امشب رفت!

P.J با بهت و حيرت يكدفعه به سمت N.J كه تو مانيتوره بر می‌گرده.

P.J: نوشين امشب رفت؟! ساعت ده دقيقه به چهاره، چجوری امشب رفت؟!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در سه شنبه یکم بهمن 1387  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar