تبليغاتX
زمزمه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سکه

هر آدمی تو زندگی‌اش یه سری سکه*جمع می‌کنه. هر کدوم از این سکه‌ها یه جایی به درد می‌خوره و می‌تونه کاری رو راه بندازه...

جمع‌آوری سکه کار راحتی نیست البته شاید هم باشه، اما سخت‌تر از اون درست استفاده کردن از سکه‌هاست.

باید حفظ اعتبار و آبرو را یاد گرفت که خیلی سخت‌تر از بدست آوردن اونه!

پ.ن۱: سید هم به دیدار آقا رفت؟!

پ.ن۲: واقعاً؟!

پ.ن۳: عجب!

* منظور از این سکه‌ها، سکه‌های طلایی که همه دنبالشن نیست. این سکه‌ها همون "آبرو، اعتبار و..." هست. لطفاْ اشتباه برداشت نفرمایید!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در دوشنبه بیست و سوم دی 1387  | 
کارناوال

۱. تو عمرم انقدر درس نخونده‌بودم. دو تا امتحان تو یه روز (یکشنبه) داشتم و مثل ... نشستم خوندم. کم هم نیاوردم. در طول ترم لای هیچ کدومشون رو باز نکرده بودم. خلاصه با آمادگی کامل رفتم دانشگاه اما از فرط خستگی و بی‌خوابی حس می‌كردم دارم آخرين دقايق زندگی‌ام رو می‌گذرونم. مجبور بودم غرغر رفقا رو هم تحمل کنم که مدام می‌گفتن "چِشت درآد. می‌خواستی موقع انتخاب واحد اون چشای باباغوریت (یا باباقوریت)* رو باز کنی و ببینی که امتحان دو تا از این درس‌های مزخرفی که ورداشتی تو یه روزه." بیراهم نمی‌گفتن، اما خب اعتماد به نفسه دیگه! به هرحال با وجود خستگی هر دو تا امتحان رو در کمال ناباوری خیلی خوب دادم!

۲. تاسوعا و عاشورا (که مردم چپکی می‌گن عاشورا ـ تاسوعا) هر چی نداشته باشه تعطیلات خوبی هست که حسابی می‌شه ازش استفاده کرد و لذت برد! ملت ما هم ملت ردیفی هستند. فکر می‌کنم بیشتر از اینکه تو محرم عزاداری کنند، سعی می‌کنند بهشون خوش بگذره. وقتی با بهانه یا بی‌بهانه تو شبای محرم تو خیابونا گشت می‌زنیم به وضوح می‌بنیم که عزاداری شب‌های محرم تبدیل شده به یه کارناوال (کارناوال عاشورا)!

۳. از این‌ها که بگذریم عوض اینکه تو این دو روز تعطیلی تاسوعا ـ عاشورا بشینم برای امتحان بعدی بخونم، نشستم "برف سیاه" بولگاکف رو تموم کردم. خیلی دوسش داشتم.

۴. یکشنبه، بعد از اون دو تا امتحان کذایی یه سری رفتم چشمه. یعنی همون "نشر چشمه". حالا "دا" و "امشب در سینما ستاره" تو نوبتن که در اولین فرصت شروعشون کنم اما از اونجایی که قراره همه‌ی واحدا پاس بشه، تو این آخر هفته باید بشینم درس بخونم! شنبه بايد برم سر كار و باز هم يكشنبه امتحان دارم! كارهای جانبی هم كه ربطی به هوجستان** و دانشگاه نداره، همچنان در جريانه!

۵. سومین شماره‌ی "دوماهنامه‌ی آناهید" هم اواخر آذر منتشر شد و الآن رو پیشخون نشر چشمه موجوده. این شماره‌اش از دو شماره‌ی قبلی بهتر شده. تا ببینیم به کجا می‌رسه...

۶. آهان! یه چیز دیگه. این ابی خان نبوی برای خودش عالمیه!

۷. خلاصه همین دیگه، اينجورياس...

* ديكته‌ی صحيحش رو بلد نيستم! اما فكر كنم می‌شه به هر دو صورت نوشتش...

** اسم شركتيه كه توش كار می‌كنم!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در چهارشنبه هجدهم دی 1387  | 
توقیف

خیر سرت زنگ زدی خبر بگیری یا شایدم خبر بدی؟! همه‌اش زیر سر اون یادداشت تو هست که دادی برای شنبه‌ی بعد چاپ بشه. وگرنه چرا باید کارگزاران رو توقیف کنن؟!

شما هم این خبر کیهان رو نادیده بگیرید!

پ.ن: واقعاْ بامزه‌اس. "همیشه پای تحکیمی‌ها در میان است"!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در چهارشنبه یازدهم دی 1387  | 
مهندسی مجدد

هفته‌ی پرکاری رو تو "هنر روز" روزآنلاین داشتم. یه پرونده و دو تا یادنامه! پرونده‌ی نخستین دوره‌ی جایزه‌ی شعر زنان ایران رو با  گفت‌وگوهایی با بنیانگزار و دبیر، داوران و برنده‌ی جایزه‌ی شعر زنان ایران بستیم كه فكر می‌كنم در مجموع پكيج خوبی شده.

یادنامه‌ها هم برای هارولد پینتر و احمد آقالو هست.

چ.پ: P.J ميگه همه چیز از همون روز شروع شد،

از اون روز که اون پیپ کذاییش رو گذاشت رو اون میز...

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در چهارشنبه یازدهم دی 1387  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar