تبليغاتX
زمزمه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
این روزها به روایت کلمات

چاپ 59 میلیون تعرفه یعنی بیش از دوازده میلیون تعرفه‌ی مازاد بر تعداد واجدین شرایط شرکت در انتخابات، قطع شبكه‌ی SMS و كاهش سرعت اینترنت، حمله به ستاد قیطریه‌ی مهندس موسوی و برخورد وقیحانه با اعضای ستاد و هنرمندان، اعلام نتایج باورنكردنی انتخابات، بازداشت چهره‌های اصلاح‌طلب از تاج‌زاده و امین‌زاده و رمضان‌زاده و میردامادی و نبوی و حجاریان و ابطحی و صفایی فراهانی و محمدرضا خاتمی و سعید شریعتی و شهاب طباطبایی و محمدرضا جلایی پور و سعید نورمحمدی و ... گرفته تا روزنامه‌نگارانی چون احمد زیدآبادی و محمد قوچانی و ... و ستاره‌دارانی (!) چون شیوا نظرآهاری و ...، خس و خاشاك نامیده شدن مردم توسط محمود احمدی‌نژاد، سركوب تجمعاتِ در سكوتِ معترضین به نتایج انتخابات، حمله به كوی دانشگاه تهران و كشتار 5 تن از دانشجویان، صدور حكم برخورد با معترضين توسط رهبری، كشتار معترضین در حدفاصل میدان انقلاب تا آزادی، حكومت نظامیِ اعلام نشده، بازداشت گسترده‌ی مردم، برخورد خشونت‌آمیز با معترضین مقابل ساختمان مجلس در میدان بهارستان!، ...

اینجا ایران است و این اتفاقات شوم همچنان ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در چهارشنبه سوم تیر 1388  | 
عواقبش با خودتان

ایستادن در مقابل گیشه‌ی تئاتر شهر جرم است و ممنوع!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در سه شنبه دوم تیر 1388  | 
...

... این همه پارو زدم، موج گران بشکنم

موج گرانی شکست روح و روان و تنم ...

پ.ن: مبهوتم در برابر این همه دروغ!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در شنبه بیست و سوم خرداد 1388  | 
جدی نگیرید

یه وقتایی حس وبلاگ‌نویسی آدم گل می‌كنه. پیجش رو باز می‌كنه و شروع می‌كنه به نوشتن. وقتی‌كه كار نوشتن مطلب تموم می‌شه و یه نگاهی به كلیتش می‌ندازه كه ادیت نهایی رو انجام بده، یه دو دو تا چهار تا می‌كنه و می‌بینه ای بابا؛ این چیزی كه نوشته رو بهتره نذاره و در نهایت بی‌خیال آپدیت كردن وبلاگ می‌شه!

تو چلچراغ این هفته منصور ضابطیان یه مصاحبه داره با "مرد شكلاتی" یا همون "مردی با عبای شكلاتی" (كیست كه نداند این مرد، همان جناب سید محمد خاتمی‌ست)

كلیت مصاحبه در مورد انتخابات و شرایط فعلیه كه در آخر كشیده می‌شه به آواز پرنده‌ها و زبانشون و سرود سكوت و ...

یه قسمت از بخش آخر مصاحبه به اون چیزی كه اول نوشتم ربط داره و اون اینه كه سید گفته:

«فكر می‌كنم كسانی كه بیشتر می‌نویسند، از این دست ناگفته‌ها بیشتر دارند.»

حس می‌كنم ناگفته‌های من هم داره زياد می‌شه!

 

پ.ن1: لیلی نیكونظر این هفته با چلچراغ، تو خاطرات رضا كیانیان پرسه زده و در مورد كتاب جدیدش یعنی "این مردم نازنین" باهاش گپ زده. كتاب بامزه‌ایه و خوندنش توصیه می‌شه!

یكی از جملات قصار كیانیان تو گفتگو با لیلی اینه:

«زندگی را جدی نگیرید؛ همه‌اش شوخی است. منتها یك شوخی دردناك.»

پ.ن2: شماره‌ی اول دوره‌ی جدید روزنامه‌ی یاس نو بعد از بيش از پنج سال، امروز منتشر شد.

تکمله۱: در یک اقدام غیرحقوقی؛ دستور توقف انتشار روزنامه "یاس نو" صادر شد

تکمله۲: یاس نو نيامده رفت

پ.ن۳: روزآنلاین "جعلی" هم درآمد

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  | 
...
گذشته به حال

حال به آینده

آینده به گذشته!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388  | 
رای دادن و رای ندادن ایدئولوژیك نیست

روزآنلاین:

احمد زیدآبادی - سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ [2009.05.05]

به رغم مبارزه‌ای عقیدتی كه طی سال‌های اخیر به مدد ترویج اندیشه های جناب آقای دكتر سروش علیه ‏ایدئولوژی و ایدئولوژی زدگی در جامعه ما صورت گرفته، اما ظاهرا به علت ماندگاری رسوبات یك سنت ‏صد ساله، ما همچنان ایدئولوژیك اندیشیم.‏

نمونه‌اش همین بحث رای دادن یا رای ندادن در نظام جمهوری اسلامی است كه از نظر برخی از ما گویی ‏رای دادن در هر شرایطی امری واجب و از نظر برخی دیگر رای ندادن در هر موقعیتی امری ضروری ‏است.‏

هر دوی این مواضع امری ایدئولوژیك است چرا كه رای دادن و رای ندادن به خودی خود نه امری همیشه ‏ضروری و نه موضوعی دائما قبیح است.‏

در واقع همه چیز بستگی به "شرایط" دارد و شرایط هم امری ثابت و یك سویه و ساده نیست، بلكه متغیر و ‏چند وجهی و پیچیده است.‏

قاعدتا كسی كه بر مبنای یك تحلیل مشخص از شرایط رای می دهد یا رای نمی دهد، رفتارش كاملا قابل درك ‏است اما آنكه بنا به یك اصل ایدئولوژیك همیشه فارغ از فضای واقعی جامعه خود را موظف به رای دادن و ‏رای ندادن می‌بیند، رفتارش چندان قابل فهم نیست.‏

ظاهرا آنچه به مساله حضور یا عدم حضور در انتخابات رنگ ایدئولوژیك زده، ربط دادن شركت یا عدم ‏شركت در انتخابات به اعلام موضع در مورد مشروعیت نظام سیاسی است.‏

نظام جمهوری اسلامی معمولا همیشه سعی كرده است تا میزان حضور مردم در هر انتخاباتی را به حمایت ‏مشاركت كنندگان از كلیت نظام و مشروعیت بخشیدن به آن نسبت دهد و همین مساله، آن بخش از ایرانیانی را ‏كه نمی‌خواهند به عنوان مشروعیت بخش نظام اسلامی معرفی شوند، در مورد شركت در انتخابات بسیار ‏حساس كرده است.‏

این در حالی است كه در هیچ نقطه‌ای از جهان و بخصوص آنجاهایی كه امكان تحریم رسمی و علنی و امن ‏وجود ندارد، شركت یا عدم شركت در انتخابات هیچ ربطی به مشروعیت یك نظام سیاسی ندارد.‏

نظام سیاسی در دنیای امروز از طریق كارآمدی، جلب رضایت عمومی و نهادینه كردن روند تغییر تمام ‏زمامداران از راه مسالمت‌آمیز برای خود مشروعیت تولید و بازتولید می‌كند و كمیت شركت كنندگان در یك ‏انتخابات ربطی به این موضوع پیدا نمی‌كند.‏

اینكه نظام جمهوری اسلامی همیشه دغدغه عمیقی نسبت به میزان شركت مردم در هر اننتخابات دارد، ‏علامت اعتماد به نفس آن محسوب نمی‌شود، از این رو، بهتر است نظام خود را از این دغدغه پر دردسر رها ‏كند و منابع مشروعیت خود را در جاهای طبیعی آن بجوید تا رای دهندگان ایرانی هم فارغ از این معضل ‏بتوانند رای دهند یا ندهند.‏

از این گذشته، من تصور می‌كنم در دنیای كنونی چیز تعریف شده‌ای به نام "نظام" كه همیشه باید پایدار و ‏ثابت فرض شود، وجود ندارد.‏

هر كشوری خواه ناخواه به طریقی اداره می‌شود، این طریق را مسئولان قوای مقننه، قضائیه و مجریه آن ‏كشور در چارچوب یك قانون بسیار كلی، تعیین می‌كنند و آنها را هم مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم ‏برمی‌گزینند. خارج از این چارچوب به سختی می توان نظامی را متصور شد.‏

برای نمونه، كشور فرانسه را در نظر بگیرید. ما به چه چیزی نظام فرانسه می‌گوییم؟ ‏

نظام فرانسه با هر مشخصه‌ای كه تعریف شود، نافی حضور كمونیست‌ها و یا مذهبی‌ها در انتخابات نیست و ‏شركت كمونیست‌ها و مذهبی‌ها در انتخابات نیز به معنای تایید سرمایه‌داری و یا لائیسیته فرانسه نیست.‏

این مساله با تفاوتی البته بسیار مهم در مورد ایران هم صادق است. در ایران به خلاف فرانسه هر گروه ‏سیاسی و نحله فكری نمی تواند كاندیدای خاص خود را برای حضور در نهادهای تصمیم‌گیر داشته باشد و ‏برخی مناصب و سیاست‌ها نیز گویا دائمی‌اند، اما از نقطه نظر رابطه شركت در انتخابات با مشروعیت بخشی ‏به نظام سیاسی، نباید تفاوتی بین ایران و فرانسه قائل شد.

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  | 
روایت‌های بی‌ربط

روایت ۱:

می‌فرمایم: مدیر کاردان، بهتر از ملیجک است برای ایران.

روایت ۲:

می‌فرمایی (یک دوست بسیار بزرگوار): وقتی وطن در خطره، نمی‌شه موند آسوده.

روایت ۳:

می‌فرماید (میرحسین موسوی): بايد «دولت فرهنگی» تشكيل شود

می‌فرماید (کروبی): آقای شریعتمداری! با مهدی کروبی سخن می‌گویید نه سعیدی سیرجانی

روایت ۴:

می‌فرماید (ابراهیم نبوی با چشمک): من به آقای موسوی رای نخواهم داد، چون به منافع صنفی خودم فکر می‌کنم!

می‌فرماید (مشاور هنری كروبی): فعاليت ساسی مانكن در شاخه هنرمندان كروبی

می‌فرماید (داریوش مهرجویی): داریوش مهرجویی: میرحسین با دنیای مدرن به خوبی آشناست

روایت ۵:

می‌فرمایند (ناپائون): «غیر ممکن» کلمه‌ای است که فقط در فرهنگ لغات انسان‌های احمق یافت می‌شود.

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388  | 
پرواز خيال
1. ذهنم به شدت فعاله و واسه خودش چیزهای باحال می‌بافه. اما تا می‌شینم که بنویسم خالیه خالی می‌شه!

عجیبه! کاریش نمی‌شه کرد...

2. بچه‌ها يعنی در واقع آرمين قهقايی دعوتم كردن كه در يه بازی وبلاگی شركت كنم و در نقد جنبش "ما هستيم" بنويسم. چه لزومی داره كه ما در مورد اين مسخره‌بازی‌ها كه ديگه خيلی كهنه شده بنويسيم و به طرح شدنشون در جامعه (به همون ميزان محدودی كه هست) دامن بزنيم! فكر می‌كنم اين حركت بچگانه‌تر از اونيه كه بخوايم در موردش فكر كنيم و مطلب در نقدش بنويسيم.

3. "امشب در سينما ستاره" رو يك دور ديگه خوندم و كيف كردم و كيف كردم و كيف كردم! اين نثر فوق‌العاده‌ی پرويز دوائی می‌تونه هر بنی‌بشری رو مسحور خودش كنه.

4. فيس‌بوك تبديل شده به يكی از فضاهای مورد علاقه‌ام در اينترنت، با اون كوييزهاش كه همه به مزخرف بودنش اعتقاد دارن اما يكی پس از ديگری تست‌هاش رو جواب می‌دن تا ببينن نتيجه‌اش چی می‌شه. حضور بامزه‌ی ابراهيم نبوی هم كه جای خود داره!

5. سريال (ALIAS/ اسم مستعار) رو شروع كردم. فكر نمی‌كنم بتونه تجربه‌ی شيرين تماشای (LOST/ گمشده) رو تكرار كنه. اما نمی‌شه نظر قطعی داد!

6. اخراجی‌ها2 حسابی داره می‌فروشه و مسعود ده‌نمكی می‌گه: به سينما نيامده‌ام تا روشنفكرها برايم كف بزنند!

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در پنجشنبه بیستم فروردین 1388  | 
یک فصل دیگر

نمایش‌های این فصل تئاتر، کارهای خوبی بودند و از دیدن سه تاشون کلی کیف کردم. انقدر تو سایت‌های مختلف در مورد این نمایش‌ها نوشتند که نوشتن من در شرایطی که اجرای اون‌ها تموم شده تکرار مکرارته و البته مسخره. اما دلم می‌خواد یکی دو خط در مورد هر کدوم بنویسم.

"شکار روباه" دکتر علی رفیعی یکی از بهترین و خوش‌ترکیب‌ترین کارهایی بود که تا حالا دیدم. دو ساعت و نیم تمام روی صندلی‌م تکون نخوردم. کار سیامک صفری شگفت‌آور و فراموش‌نشدنی بود و پانته‌آ بهرام و هومن برق‌نورد مثل همیشه فوق‌العاده بودن.

فکر می‌کنم "کابوس‌های یک پیرمرد بازنشسته‌ی خائن ترسو" به کارگردانی نادر برهانی‌مرند در بعضی جاها اسیر تیغ سانسور شده‌بود اما کار بامزه و جذابی بود. هیچ وقت فکر نمی‌کردم مجید صالحی روی صحنه‌ی تئاتر بتونه انقدر خوب باشه. ریما رامین‌فر و امیر جعفری هم واقعاْ حرف نداشتن.

"کوکوی کبوتران حرم" به کارگردانی علیرضا نادری کاری بود که برای درکش، تمرکز خاصی نیاز داشت و خیلی خوب بود هر چند که در ابتدا به شدت گرفتار روابطشون شدم. شیشه‌ای که بازیگران رو از تماشاگران جدا می‌کرد و استفاده از هدفون برای شنیدن دیالوگ‌ها ترفند جالب و هیجان‌انگیزی بود که از سمت علیرضا نادری اعمال شده بود. تو این کار شبنم مقدمی رو خیلی دوست داشتم.

پ.ن۱: افسانه ماهیان در دو نمایش "کابوس‌های یک پیرمرد..." و "کوکوی کبوتران حرم" بازی می‌کرد که اجرای اولی ساعت ۱۸ در تالار قشقایی و اجرای دومی ساعت ۲۰ در تالار چهارسو بود. یعنی بعد از تموم شدن اولی بلافاصله باید خودش رو به دومی می‌رسوند. انصافاْ بازیگر توانمندیه...

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  | 
بی‌دليل‌واره

بعضی از آدما پر از انرژی مثبتن. حتی وقتی چند دقیقه‌ای باهاشون حرف می‌زنی تا مدت‌ها حالت خوبه.

لحن و بیان اين آدم‌ها دلنشینه و حرفاشون کاملاً منطقی و بدون سکته‌اس. پگاه احمدی اينطوريه. نمی‌دونم این احساس منه یا عمومیت داره. اما به هر حال حس می‌کنم حالم خوبه...

|+| نوشته شده توسط نوشين جعفری در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar